تبليغاتX
قبول قبول هرچی که گفتی رو چشمم قبول



.....helen



تنهایی برای همیشه

وقتی ادم تنهاست, نبض دیوار مجاور تند است
لحظه ها می چرخند

وقتی ادم تنهاست, وقتی ادم نفسش میگیرد
از هوای پر از غربت و خوف

وقتی ادم تنهاست
وقتی ادم دلش از کار جهان میگیرد, درد را می فهمد
با خودش میگوید: کاشکی میمردم

ای کاش....
تا دلم را!
ضربان نفس ثانیه ها لفه نکند!

تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت مارا غم بی همنفسی.
تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند.
قدر آیینه بدانیم چو هست ... نه در آن وقت که اقبال شکست.
به چه می خندی !؟
به چه چیز!؟

به شكست دل من
یا به پیروزی خویش !؟

به چه می خندی...!؟
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟

یا به افسونگریه چشمانت
كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟

به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی

كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟
یا به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟

به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها

یا به ........
خنده داراست.....بخند !!
 
عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد



 


( چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388  |  4:46   |   نويسنده : قسم قبول   |    )